Wednesday, June 22, 2011

آیت‌الله دستغیب:افراد را زندانی می‌کنند/چون به جای قبول حرف حق، دنبال کینه و انتقام‌اند

چکیده :آنهایی که الان در زندان هستند درست است که از جهت جسمی در یک ناراحتی هایی قرار دارند اما چون به دنبال حق هستند و در این امر استقامت می کنند ، باطنا خوشحال هستند و اگر متوجه این مطلب باشند و بر خدای خود توکل نمایند، در همان زندان هم، درونشان مثل بهشت است... بر خلاف افراد ظالم و ستمگری که از راه مستقیم بیرون رفتند و مردم را مورد ظم و تجاوز قرار دادند که درونشان واقعا جهنم است و آسایش روحی ندارند....

آیت‌الله سید علی‌محمد دستغیب، مرجع تقلید مقیم شیراز، با تاکید بر اینکه ظالمان و ستمگران به مردم، آسایش روحی ندارند و درونشان جهنم است، وضعیت زندانیان پایدار و حق‌طلب را دقیقا معکوس دانست و خاطرنشان کرد: آنهایی که الان در زندان هستند درست است که از جهت جسمی در یک ناراحتی هایی قرار دارند اما چون به دنبال حق هستند و در این امر استقامت می کنند ، باطنا خوشحال هستند و اگر متوجه این مطلب باشند و بر خدای خود توکل نمایند، در همان زندان هم، درونشان مثل بهشت است.
سایت حدیث سرو که اخبار مربوط به این مرجع تقلید منتقد حاکمیت را منعکس می‌کند، متن کامل سخنان ایشان را در دیدار با جمعی از اساتید دانشگاه شیراز به مناسبت تولد امیرالمومنین علی (ع) منتشر کرد که در این دیدار، آیت‌الله دستغیب هشدار داده است ادامه وضع فعلی نتیجه‌ی خوبی ندارد، حتی اگر چند صباحی به حکومت آقایان اضافه کند. ایشان همچنین با تقدیر از علمایی که در حمایت از سحابی‌ها و هدی صابر نامه نوشته‌اند و نیز یادآوری خاطره‌ای از مهندس بازرگان، یادآور شده که حرف حق از بین نمی‌رود و بی‌تاثیر نخواهد بود.
بر اساس این گزارش، در ابتدای این دیدار که مصادف با سالگرد وقایع اتقاق افتاده در بیست و پنج خرداد هشتادو هشت بود، دو نفر از اساتید به ارائه دیدگاههای خود پیرامون فضای جاری کشور پرداختند. یکی از این اساتید با اشاره به اینکه تطابقی بین گفتار و کردار مسئولین وجود ندارد گفت : امروز مصادف شده است با وقایع تلخ بیست و پنج خرداد هشتادو هشت؛ که شاهد اتفاقات ناگواری بودیم که با سرکوب شدید مردم از جانب حاکمیت روبرو شد، و کسانی که خود نهی می کردند از اردوکشی خیابانی و منکوب می کردند این گونه اقدامات را، نهم دی عده ای را به خیابانها کشاندند و عملا نشان دادند که تطابقی میان گفتار و کردارشان نیست.
ایشان در ادامه با اشاره به اینکه باید یک آرامش خاطری برای مردم نسبت به حضور فعال در عرصه های سیاسی به خصوص انتخابات ایجاد شود گفت: مطلوب ما استخراج رای مردم از صندوقهاست آنهم با نظارتی که بی طرفی اش برای همه ثابت شود که از برادر عزیز سید محمد خاتمی می خواهیم که بگونه ای عاقلانه در تبیین این خواسته کمال کوشش را بنماید.
وی با اشاره به این که اخیرا نامه ای را دریافت کرده است از شخصی به نام ح. ز. قسمت هایی از این نامه را برای جمع حاضر قرائت کرد که این شخص خطاب به علما و مراجع این گونه نوشته است: این همه ظلم وستم بر مردم وارد شده است، این همه انسان بی گناه به حبس رفته اند و خانواده هایشان در حسرت یک ملاقات می سوزند و می سازند، شکنجه و قتل در زندان حد اقل در ماجرای زندان کهریزک بر علمای اعلام ثابت شده است، جنازه مسلمان را حرمت نگاه نمی دارند و با دختری مومنه در زیر تابوت پدر پرخاش می کنند و ستم روا می دارند تا منجر به مرگش می شود. این همه دروغ و تهمت را از مسئولین نظام می شنوید وشاهد هستید چگونه با آبروی اسلام بازی می کنند؛ این همه را می بینید و می شنوید و دم نمی زنید ولی آنگاه که یکی از هم لباسیهای شما مورد ضرب و شتم قرار می گیرد – که البته این کار بسیار نکوهیده و غیر انسانی است – فریادتان از مساجد و حوزه های علمیه بلند است که اسلام در خطر است. چرا خون برخی بنظر شما رنگین تر از دیگران است؟! ندا مظلوم نبود؟! سهراب مظلوم نبود؟! چگونه می خواهید باور کنم عدالتتان را!
یکی دیگر از این اساتید هم ضمن تبریک به مناسبت تولد حضرت امام علی (ع) و تشکر از حضرت آیت الله دستغیب و مراجع تقلیدی که همواره پشتیبان حق و حقیقت بوده اند، گفت : الحمد لله که حضرتعالی همواره پیشتیبان مردم بودید و پرچمدار عدالت و راستی و تاسف ما این است که چرا بقیه حضرات هم این گونه نیستند و با مردم همراهی نمی کنند. امیدواریم که انشاء الله خدایتعالی به برکت این شب عزیز این بی آبرویی ها را از اسلام و نظام بردارد و شاهد عدالت هر چه بیشتر در جامعه باشیم.
در ادامه این دیدار، آیت‌الله دستغیب به ایراد سخن پرداخت که متن کامل سخنان ایشان در ادامه می‌آید:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. برای شادی روح حضرت امام خمینی (ره)، شهید آیت الله دستغیب، علمای ربانی حضرت آیت الله العظمی نجابت(ره)، و شهدای والا مقام و اموات جمع، همچنین شادی روح مرحوم سحابی و دختر ایشان هاله سحابی و هدی صابر و تمام کسانیکه در این دو سال به شهادت رسیده اند و یا فوت کرده اند فاتحه ای بخوانید.
تبریک عرض می کنم تولد مولی الموحدین امیر المومنین (ع) را خدمت اساتید محترم دانشگاه شیراز. تمام مسلمانان اعم از شیعه و سنی اتفاق دارند که مثل چنین شبی یعنی سیزدهم رجب، حضرت فاطمه بنت اسد را درد زایمان عارض شد و مولود کعبه متولد شد.
قهرا چنین شخصی که از بدو تولد مورد توجه خدایتعالی بوده باید دارای صفات و اسمای حسنای الهی باشد؛ که هدف از خلقت انسان همین متخلّق شدن به صفات الهی و جانشینی حضرت ربّ العالمین است که اگر این امر حاصل شود،انسان بهره کافی و وافی از زندگی می برد و خدایتعالی هم او را مشمول نعمت های ظاهری و باطنی خود در این دنیا و عالم برزخ و قیامت قرار می دهد همان وعده ای که خود در قرآن به آن اشاره کرده: و من اراد الاخرة وسعی لها سعیها و هو مومن فاولئک کان سعیهم مشکور : یعنی کسی که آخرت را بخواهد و تلاش کند در حالی که مومن باشد پس از کوشش آنها به نحو شایسته ای تقدیر می شود. (سوره اسرا – آیه نوزدهم).
افراد ظالم و ستمگر درونشان جهنم است و آسایش روحی ندارند
و در مقابل کسانی که نمی خواهند رحمت و رضوان خدایتعالی را و در راه جباریّت و ستم و ظلم به خود و دیگران قدم برمی دارند آنان هم به سزای کردار ناشایست خود می رسند و نتیجه عمل خود را خواهند دید. شخصی که به دنبال حق و حقیقت باشد و در این مسیر گام بردارد اینطور نیست که ذلیل باشد بلکه بر عکس شادی و فرحی در درون خویش احساس می کند و انسی با خدایتعالی دارد که با هیچ نعمت مادی قابل مقایسه نیست. آنهایی که الان در زندان هستند درست است که از جهت جسمی در یک ناراحتی هایی قرار دارند اما چون به دنبال حق هستند و در این امر استقامت می کنند ، باطنا خوشحال هستند و اگر متوجه این مطلب باشند و بر خدای خود توکل نمایند، در همان زندان هم، درونشان مثل بهشت است. در همین قضایای حمله به مسجد قبا که طلاب بی گناه را به اتهام دفاع از خود در برابر حمله لباس شخصی ها، چند هفته ای به زندان انداختند شنیده شد که بعضی از دوستان در این مدت، چند ختم قرآن کرده اند و الحمد لله انس بیشتری با حضرت حق پیدا کردند؛ بر خلاف افراد ظالم و ستمگری که از راه مستقیم بیرون رفتند و مردم را مورد ظلم و تجاوز قرار دادند که درونشان واقعا جهنم است و آسایش روحی ندارند.
حتما شنیده اید که حاکمان ظالم وستمگر برای اینکه کمی تسلّی خاطر پیدا کنند و از آن ناراحتی های روحی ولو چند لحظه ای خلاصی یابند؛ اقدام به برپایی مجالس لهو و لعب می کردند. آنان به یک حرف حقّ برآشفته می شدند و می خواستند زمین و زمان را به هم بدوزند. سلام و صلوات خدا به حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام). وقتی هارون الرشید ضمن احضار حضرت می خواهد فدک را به ایشان تحویل دهد حضرت فرمود : تو قادر به انجام این کار نیستی و و قتی حضرت حدود فدک را برابر با مرزهای ممالک اسلامی دانستند، این ملعون چهره اش مدام تغییر می کرد که در نهایت هم حضرت را به زندان انداخت و ایشان را به شهادت رساند.
خوب چرا برخورد ظالمین وستمکاران اینطور بود؟ علت برخورد آنان بدین خاطر بود که حاضر نبودند حرف حقّ را قبول کنند و مدام دم از مَن و فرمان مَن می زنند. خوب بنده خدا یک حرف حقی زده شده حال نمی خواهی قبول کنی بسیار خوب دیگر چرا کینه به دل می گیری و درصدد تلافی و انتقام هستی؟!
تا مردم نمی خواستند، ائمه اطهار حکومت را به دست نمی گرفتند
ائمه اطهار(علیهم السلام) می دانستند که در قلوب مردم جای دارند و تا جامعه آماده نمی شد و مردم نمی خواستند حکومت را به دست نمی گرفتند. خود مولا علی (ع) در مدت این بیست و پنج سال علت اینکه فرمود مانند کسی بودم که استخوان در گلو دارد و خار در چشم، به خاطر نرسیدن به حکومت نبود بلکه ناراحتی حضرت بدین خاطر بود که خلفای جور کاری میکردند و روشی را در پیش می گرفتند که باعث جدایی مردم از خدایتعالی می شد و حضرت در مدت پنج سال خلافت که به جرات می توان گفت سختیهایی که دیدند قابل مقایسه با آن بیست و پنج سال نیست، از این انحرافات می ترسیدند و در این راه تلاش می کردند و وقت می گذاشتند.
حرف حق نباید برای حاکم سنگین باشد
مولا علی(ع)، کسی است که پیامبر (ص) ایشان را به عنوان برادر و خلیفه و کسی که تمام صفات حسنای پروردگار را دارد و مرد عدالت و عبادت و جود و سخا و … معرفی می کند مع ذلک ببینید حضرت به مردم در این خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه چگونه سفارش می کند. ایشان در این خطبه که در صحرای صفّین ایراد شد، با اشاره به روابط متقابل رهبر و مردم می فرماید: با من مثل آدمهای جبّار حرف نزنید ( شاهنشاها و فلانا و چنانا نگویید) چیزهایی که بعضی از این جبارها و شاه ها خوششان نمی آید را از من پنهان نکنید ( می گویند به حضرت آقا بعضی مسائل را نگویید که ناراحت می شود) با من به سازشکاری راه نروید و فکر نکنید این حرف حقی را که می گویید سنگین است بر من زیرا کسى که شنیدن حق، یا عرضه شدن عدالت بر او مشکل باشد، عمل کردن به آن، براى او دشوارتر خواهد بود. پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خوددارى نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمى‏ دانم( حضرت خطا نمی کند اما صحبت در این است که خدایتعالی باید ایشان را حفظ کند)، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید. پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاریم که جز او پروردگارى نیست. او مالک ما، و ما را بر نفس خود اختیارى نیست.
متاسفانه در شرایط فعلی آقایان وضعی را دنبال می کنند که نتیجه خوبی ندارد، شاید چند صباحی دیگر به حکومتشان اضافه گردد اما این وضع زود گذر است، عده ای گمان می کردند که همیشه حکومت می کنند و پا بر جا هستند اما اجل مهلتشان نداد و به آرزوی خود نرسیدند.
نامه ای که این استاد بزرگوار نقل کرد تنها متوجه علما و مراجع عظام نیست بلکه شامل شما اساتید هم می شود، خوب بالاخره عده ای هم دنبال شما هستند و وضع شما را دنبال می کنند و هرشخص عالمی که به نحوی توجه به حق دارد خواه حوزوی باشد یا دانشگاهی نسبت به این مسائل مسئول و مورد خطاب است. الحمد لله در جای جای مملکت و حتی خارج از آن کسانی وجود دارند که به دنبال حق هستند و از آن دفاع می کنند. چندی پیش نامه ای را مطالعه کردم از حدود پنجاه الی شصت نفر از فضلا و علماء نجف و قم در حمایت از مرحوم آقای سحابی و دخترشان و همچنین هدی صابر، نوشته اند؛ با وجود اینکه ممکن است مورد فشار و اذیّت و آزار قرار گیرند اما مع ذلک بر حسب وظیفه و معلوم خود عمل کردند که این جای بس قدردانی دارد.
حرف حق از بین نمی رود
در پایان عرائضم باید خدمت شما برادران عزیز عرض کنم که : حرف حق از بین نمی رود و بالاخره بی تاثیر نیست و یک دفعه می بینید که عده ای با یک سخن حق آماده می شوند و حرکت می کنند. شخصی نقل می کرد موقعی که مهندس بازرگان در زندان شاه بود، به او گفته بودند: امثال تو مگر در این کشور چند نفر هستند؛ کنایه از اینکه شما عده قلیلی هستید. ایشان در جواب گفته بود: این حق گویی من خود بالاخره اثر دارد و شاه و امثال او می فهمند که آدمهای خوبی هستند که با آنان موافق نیستند. به تعبیری یک تلنگری به آنها زده شود و یک لرزش هر چند کوچک داشته باشند.

Monday, June 20, 2011

مشاور ارشد میرحسن موسوی/حکومت مسئول مستقیم جان دوازده اعتصاب کننده است

مشاور ارشد میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، با اشاره به اعتصاب غذای اعتراضیِ گروهی از زندانیان سیاسی در زندان اوین، که در اعتراض به جانباختن مرحومان هاله سحابی و هدی صابر صورت گرفته، مسئولیت مستقیم هر حادثه ای در ارتباط با این زندانیان را بر عهده حکومت دانست و هشدار داد که دیگر نخواهند توانست با توجیهاتِ غیرقابل توجیه، عملکرد خود را و حادثه ای مشابه حادثۀ هدی صابر (مرگ بر اثر اعتصاب غذا) را تکرار کنند.
اعتصاب واکنش در برابر ظلم و  بی قانونی
به گزارش جرس، اردشیر امیرارجمند مشاور ارشد میر حسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، روز شنبه ۱۸ ژوئن در دانشگاه نورثوسترن شهر شیکاگو با ایراد سخنرانی پرداخت، که در مقدمه سخنانش، به اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در اعتراض به شهادت هاله سحابی و هدی صابر اشاره نمود و دلیل این اعتصاب و اقدامات مشابه را، واکنش در برابر “ظلم” و “بی قانونی” و “تضییع حقوق انسانی” دانست و همزمان مسئولیت مستقیم هر حادثه ای در ارتباط با زندانیان اعتصاب کننده را بر عهده حکومت اعلام کرد.

مشاور میرحسین موسوی، همچنین خاطرنشان کرد حاکمیت فعلی با شعار و فریادهای کذب خود، آنچه در حال انجام آن است، استفاده ابزاری و سوء استفاده از دین بوده و سعی در فرار از مسئولیت های خود دارد.

امیرارجمند وظیفه تک تک اعضا و حامیان جنبش را نیز، پشتیبانی از زندانیان اعتصابی و اعلام مسئله آنان به گوش جهانیان ذکر کرده و خواستار پیگیری این مسئله توسط سازمانها و مقامات و فعالان سبز شد.
کابرد فتنه برای اقتدارگرایان: فتنه، وجود مخالف نیست، بلکه عدم قبول مخالف فتنه می باشد
وی همچنین با اشاره به ماه خرداد و رخدادهای مهم این ماه، انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ را مورد بحث قرار داده و مجددا بر تقلب و دستکاری در آن انتخابات تاکید ورزید و پیرامون ادعاهای اخیر یکی از نمایندگان مجلس که خود را عضو فراکسیون اصلاحات می داند، اما بر “صحت انتخابات” تاکید ورزیده، این اظهارات را “نسنجیده”، ناشی از عدم آگاهی” و همچنین ناشی از تفکرِ “ماندن به هر بهایی در قدرت” ذکر کرد.

ارجمند با انتقاد از اطلاق واژۀ “فتنه” توسط برخی فعالان و مقامات و مدعیان، آنرا اشتباهی فاحش خواند و تصریح کرد “فتنه، وجود مخالف نیست، بلکه عدم قبول مخالف فتنه می باشد.”
برای  تجمعات ساختگی میلیارد ها هزینه می کنند ولی حضور مردم در خیابان را تقبییح
امیر ارجمند در ادامه ضمن بیان اینکه منشا و منبع مشروعیت قدرت سیاسی و قوانین چیزی جز خواست و اراده آحاد مردم نیست گفت: “اگر مشروعیت قدرت ازآن مردم هست، مردم باید بتوانند نهادهایی که بر آنها رهبری می کنند را در موضع خود قرار داده و حدود اختیارات آنها را تغییر دهند”.

این فعال جنبش سبز، با انتقاد از اینکه برخی افراد و مقامات در قدرت، یا چسبیده به قدرت، مدعی شده اند که جنبش سبز مردم را به “کف خیابان” جهت اعتراض و درخواست مطالبه دعوت کرده، حضور مردم در تظاهرات و راهپمیمایی را یکی از تبلورهای حضور و اراده آنان دانست و خاطرنشان کرد “پس اگر کف خیابان بد است، چگونه است که آقایان هرگونه تظاهرات ملی و عرفی را در جهت تایید سیاست های خود، مصادره به مطلوب می کنند و برای تجمع ساختنِ جمعیت، میلیارد میلیارد هزینه می کنند.”
نمی توانیم بگوییم فردی برفراز  قانون اساسی است یا قانون اساسی از وی مشروعیت می گیرد
مجلس گوش به فرمان  نشانه بی توجهی به قانون است
وی تغییر قانون و مقامات و رهبران کشور را، امکان پذیر و حتی حق قانونی و طبیعی مردم و آحاد جامعه دانست و در ادامه با مخاطب قرار دادن حکومت گفت: “اگر شما از قانون اساسی صحبت می کنید و می گویید ما قانون اساسی داریم، نمی توانید بگویید یک فردی بر فراز قانون اساسی است، نمی توانید بگویید یک فرد اختیاراتی دارد که در قانون اساسی قید نشده و نمی توانید ادعا کنید که قانون اساسی مشروعیت خود را از او می گیرد” و ی خاطر نشان کرد که مجلس گوش به فرمان رهبری و یا هر شخص دیگر نشانه عدم وجود دموکراسی و قانون گرایی است.”
نگاه بلند مدت بر مبارزه مسالمت آمیز
امیرارجمند با اشاره به چالش های در پیش روی جنبش سبز بر اهمیت ابتکار، خلاقیت و استفاده از تجربیات سایر کشورها برای غلبه بر موانع و احیای شبکه های اجتماعی تاکید کرد. وی همچنین با اشاره به لزوم نگاه بلند مدت بر مبارزه مسالمت آمیز به عنوان استراتژی جنبش سبز تاکید نمود.
دل بستن به مداخله خارجی و رفتن به  دنبال تحریم بسیار خطر ناک و بی آینده
این فعال جنبش سبز در ادامه گفت: “تجربیات کنونی نشان می دهد که دل بستن به مداخله خارجی بسیار خطر ناک و بی آینده است. همچنین رفتن به دنبال تحریم های اقتصادی که به بنیان های اقتصادی کشور صدمه می زند در دستور کار جنبش نباید باشد و شورای هماهنگی راه سبز امید به شدت با این نوع تحریم ها مخالف است”.
حیات جنبش وابسته به خواست و اراده مردم است
مشاور میرحسین موسوی در پایان با بیان اینکه جنبش سبز از دوران شکل گیری خود گذشته و اکنون در مرحله تثبیت به سر می برد، عدم امکان حضور خیابانی را، نشانۀ رکود جنبش ندانست، بلکه حیات جنبش را وابسته به خواست و اراده مردم ذکر کرد، که با تلاش در جهت ایجاد تشکیلات و زیرساخت های مناسب به نتیجه خواهد رسید.

امیرارجمند، «شورای هماهنگی جنبش راه سبز» را، تنها بخشی از جنبش سبز ذکر کرد، که وظیفۀ آن، تنها “ایجاد هماهنگی” و “تشکیلات سازی در سطح مردم و فعالان”، در جهت “فراهم ساختن امکان مشارکت عمومی در سطح ایرانیان” می باشد.

تشدید اختلافات میان حامیان خامنه‌ای و "جریان انحرافی": طرح استیضاح وزیر خارجه در مجلس و سوال مجلس از احمدی نژاد تا ۱۰ رو

دنبال اعتراض نمایندگان مجلس به انتصاب محمدشریف ملک‌زاده به عنوان معاون مالی و اداری وزارت خارجه، استیضاح علی اکبر صالحی وزیر خارجه در مجلس مطرح شد. پس از برکناری منوچهر متکی که در سفر دیپلماتیک به سر می‌برد در آذرماه ۱۳۸۹،علی اکبر صالحی در بهمن ماه سال گذشته بعنوان وزیر خارجه مشغول به کار شد. سیاستهای خارجی دولت احمدی نژاد بخصوص در مورد تحولات اخیر منطقه مورد انتقاد جدی حامیان رهبری جمهوری اسلامی است. به گزارش فارس، از صبح امروز تاکنون بیست و پنج تن نامه استیضاح را امضا کرده اند. علی مطهری از تقدیم طرح سوال از رئیس جمهور به هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی تا 10 روز آینده خبر داد. این نماینده اصولگرای منتقد دولت گفت که طرح سوال از محمود احمدی نژاد در مجلس دارای "90 امضاء" است و امضاکنندگان آن "اصرار دارند که زودتر به جریان بیفتد." مطهری که مدتهاست بر لزوم طرح سوال از احمدی نژاد توسط مجلس تاکید دارد، در روزهای گذشته بر میزان فعالیت ها و مصاحبه های خود در این خصوص افزوده است. او هفته گذشته نیز گفت که سؤال از رئیس جمهور را تاکنون به "ملاحظات گوناگون" مسکوت گذاشته بوده اما این بار "به فضل الهی" این سئوال را به جریان خواهد انداخت. مطهری دیروز هم به "خبرآنلاین" گفت که "سؤال از رئیس جمهور درباره تخلفات قانونی اعم از اقتصادی، فرهنگی و سیاسی همچنان به قوت خود باقی است."

با دقت نگاه کنید اینجا جایی است که نـــدا برای آخرین بار به آسمان نگاه کرد

Thursday, June 16, 2011

Wednesday, June 15, 2011

سیدعلی.نوری زاد بازهم تورانصحیت کردک که شایدا دم شوی ولی...

چکیده :علی جان، تو نیک تراز همه ی ما می دانی که ورود تو به عرصه های جانبداری، مردمان جامعه را از رشد بدیهی شان باز می دارد و کسی را شهامت نقد و شهامت آسیب شناسی از تو و کار کارگزاران تو نمی ماند. وقتی همه ی سرنخ ها به تو ختم شود، کسی اجازه نخواهد یافت به کارهای خود تو ورود کند و سر از اختفای کارهای تو درآورد. و این یعنی ظهور قدرتی مخوف، که برسرخود، زبانم لال، خدا را نیز تحمل نمی کند....

*محمد نوری زاد:
سلام ای علی عزیز.
چه خوب که در این روزها، پای به عرصه ی این دنیا گذاردی تا بشر، برای تماشای همه ی عدالت، بی تاب تو باشد و به تو بنگرد. وبرای تماشای همه ی شایستگی های بشری، رو به سوی تو آورد.
تو به معنی واقعی ” مرد” بودی. جوری که همه ی مردان و زنان عالم، با تماشای تو، وادی مردانگی را از وادی نامردی و نامردمی بازمی شناسند.
چه خوب که رهبرما طرفدار و مشتاق و مطیع و دلمشغول توست. وحتی نسبت جایگاه خود را با تو، در غبار کفش قنبر، غلام تو، می سنجد.
اگر تو ای علی عزیز، نبودی، ما چگونه به رهبرمان می گفتیم : علی چرا بیست و پنج سال، از حکومتی که حق خود می دانست، برکنار ماند؟ آیا نه تنها به این دلیل که مردم، آن سوتر از او و بزرگی های او، روی به دیگری و دیگران بردند و او را نخواستند؟
برکناری تو ای علی از حکومت، ذره ای از کهکشان خوبی های تو کم نکرد. و بنا به گفته ی خود تو، سکوت و همراهی تو با خواست مردم، جامعه ی جوان اسلامی را از انشقاق و گسستگی و جنگ داخلی بدر برد و بجای آن، یکدلی و یکپارچگی را پدید آورد.
اگر تو نبودی، ما چگونه به رهبرمان می گفتیم : اداره ی جامعه را به شایستگان، ونه به دوستان، باید سپرد؟
یاعلی، یک پرسش!
اگر من نوری زاد، پای به دل تاریخ بگذارم و در بازار کوفه، جلوی چشم خلایق، صریح و شفاف و حتی گستاخانه، راه را برعبور تو بگیرم و با فریادی که همه ی تاریخ بشنود، به تو بگویم : ای علی، من که یکی از پیروان تو هستم، این من گمشده در تاریخ، اصرار بر واشکافی اموال تو دارم. با این که می دانم تو پاک و پاکدستی، می خواهم اما بدانم با پولهای امانتی مردم چه کرده ای و میلیارد میلیارد پول آنان را چرا و در کجاها صرف چه کرده ای؟
من بعید می دانم ای علی عزیز، درهمان بازار کوفه و جلوی چشم مردم، زیر گوش من بخوابانی! و بگویی: ای بی حیا، تو، که به قول خودت هیچ در هیچی، از من علی، که معصوم و پاکزاده ام، می خواهی تحقیق و تفحص کنی؟
تصور حتمی من براین است که تو، دست مرا می گیری و مرا به سرای حکومت خود می بری و دفترهای ثبت اموال عمومی را جلوی من می گذاری و به من می گویی : باهر علمی که داری، درکمال امنیت، بنشین و به دخل ها و خرج های حکومت من نگاه کن. وحتی این را نیز مصرانه از من می خواهی که:هر کاستی و ناروا در کارمن دیدی، حتما مرا خبرکن تا اگر کج رفته ام یا خطایی ندانسته مرتکب شده ام، سریعا آن را اصلاح کنم. و از من خواهی خواست که اگر کشف کردم یک یا جمعی از کارگزاران تو دست به اموال مردم برده اند، تو را خبرکنم تا شخصا به کار آنان رسیدگی کنی.
من از این تخیل راستین، پای فراتر می برم و دست تو را می گیرم و به همین امروز جمهوری اسلامی ایران خودمان می آورمت. و تو را برمسند رهبری کشورمان می نشانم و به تو می گویم : علی جان، تو نیک می دانی که شیوه های مملکت داری در دور دست های تاریخ، همان بود که بود. امروز اما، شیوه ها تغییر کرده. دیگر شایسته نیست که تو، که علی ما هستی و چشم و چراغ ما، با وجود معصومیتی که تداری، وباوجود شجاعت و حلم و علم و تقوایی که داری، هم فرمانده ی کل قوا باشی و تک به تک فرماندهان ارتش را و تک به تک اعضای مجمع تشخیص مصلحت را مشخص کنی و در هر دستگاه، نمایندگان مستقیم و غیرمستقیم داشته باشی .
تو باید برقله ی این مملکت بایستی و رهبری کنی. مثل رهبر یک ارکستر موسیقی که با حرکات نامحسوس دست خود، استعداد های جامعه ی کوچک خود را به کار می گیرد و از آن همه استعداد، صدای خوش و هماهنگ برمی آورد. تو نیک تر از من می دانی که دخالت تو در جز و کل این دستگاه وسیع، رشته های هماهنگی را می گسلد. حضور بی دلیل نمایندگان تو در هر دانشگاه و در هر وزارتخانه و در هر دستگاه، بساط اعتماد به نفس آن دستگاه ها را بر می چیند.
علی جان، تو روح جاری این عالمی. درشان تو نیست که هم تعیین رییس صداو سیما و تعیین رییس سازمان تبلیغات اسلامی با تو باشد و هم تعیین تک به تک امامان جمعه ی کل کشور و تعیین تک به تک اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی . حالا تعیین تک به تک فرماندهان سپاه و نمایندگان خودت در کل سپاه در کل کشور بماند.
علی جان، خدا وکیلی با این همه مشغله ی پیچ در پیچ، فرصتی برای تو که علی و معصوم و مستحضر به علم الهی هستی باقی نمی ماند تا به افق های دور و فرداهای سرزمین خودت بنگری . چرا که تو، عمده ی توش وتوان خود را مصروف جزییات امروز جامعه ی خویش می کنی و از نظارت، و بها دادن به نظارت، بازمی مانی.
علی جان، تو نیک تراز همه ی ما می دانی که ورود تو به عرصه های جانبداری، مردمان جامعه را از رشد بدیهی شان باز می دارد و کسی را شهامت نقد و شهامت آسیب شناسی از تو و کار کارگزاران تو نمی ماند. وقتی همه ی سرنخ ها به تو ختم شود، کسی اجازه نخواهد یافت به کارهای خود تو ورود کند و سر از اختفای کارهای تو درآورد. و این یعنی ظهور قدرتی مخوف، که برسرخود، زبانم لال، خدا را نیز تحمل نمی کند.
ای علی عزیز، مگر نه این که این مردم، اختیارات و اموالشان را به امانت به تو سپرده اند؟ آیا نباید بدانند تو با اموالشان چه کرده ای و چه می کنی؟ این مردم می خواهند بدانند چه مقدار از پولشان را به افغانستان و چه مقدار از پولشان را به لبنان و سوریه و به هرکجای این دنیای بزرگ بخشوده ای! این مردم می خواهند بدانند چه پولهایی با اشاره ی تو، به کجاها سرازیر شده است.علی جان مردم ما آیا حق ندارند بدانند تو با پولشان چه کرده ای؟ اطمینان دارم که تو با آغوش باز از خواست ها و پرسش های مردم استقبال خواهی کرد. اساسا تو به همین خاطرهاست که خواستنی هستی.
وسرآخر:
این مردم از تو می خواهند بنا به ضرورت های این روزگار، بار سنگین این همه مسئولیت های جوراجور خود را به شانه ی آنان و نمایندگانشان بگذاری. خودت را خلاص و راحت کن. درفردای قیامت تو باید به تک به تک این همه مسئولیت پاسخ بدهی. بیا و از دامنه های رهبری، به قله ی بلند آن بازگرد. جای تو، آنجاست.
از همان بالا، مردم را رهبری کن. که تو، آن بالا اگر که بایستی، هم خواستنی ترخواهی بود، هم تماشایی تر، وهم در کار رهبری جامعه، موفق تر. مارا دراین مشورت، یاعلی، با تو خیرخواهی است. می دانیم که می دانی.
علی جان، خودت خوب می دانی که بدون استثنا، دلیل خیزش های مردمی این روزها درکشورهای اسلامی و غیر اسلامی، از کجا ناشی می شود. از: رهبری های طولانی و مبسوط الید. که یک نفر، با قدرتی ماورایی، برهمه ی ارکان یک کشور سلطه داشته باشد و به کسی نیز جوابگو نباشد و کسی را نیز حق اعتراض و نقد او نباشد. خودت خوب می دانی که اگر صدام را آمریکایی ها سرنگون نمی کردند، مردمش این روزها او را سرنگون می کردند. صدامی که جزقلب مردم ، جایی را لایق حضور خود نمی دانست.
رهبر لیبی نیز مگر جز این خصوصیات دارد؟ ویا رهبر مردم سوریه؟ فصل مشترک همه ی اینان، بلامنازع بودنشان است. که برکل مقدرات کشورشان حاکم اند و کسی را یارای اعتراض به آنان نیست.
قانون ، برای این رهبران، شکلاتی است که به وقت ضرورت، به دهان مبارک می برند و نرم نرم به مکیدن آن مشغول می شوند. یا قانون، برای اینان، جامی از شراب است که سرمی کشند تا فراموش کنند مردمی نیز هستند و این مردم حقی وحقوقی نیز دارند. ویا : قانون حبه تریاکی است که باید برسر وافور کیفوری نهاد و مردم را بخاطر جهل مکرر و جهل مرکبشان ستود.
علی جان، این روزها، ما، با تمام قامت، سرنوشت خود را به سرنوشت بشاراسد قاتل و سرکوبگر گره زده ایم. مردم معترض او را فتنه گر می خوانیم. و در سرکوب آنان، با بشاراسد همراهی می کنیم. اخبار کشتار مردم مسلمان سوریه را جلوی چشم مردم دنیا، سانسور می کنیم. چرا؟ چون اطمینان داریم:مشابهت سقوط بشار اسد، گریبان خود ما را می فشارد.
علی جان، چه خوب که به این دنیا آمدی تا به بزرگان و مسئولان و رهبران جهان، و به ویژه به رهبرما بگویی : ای برگزیدگان مردم، مردم، از شما جز عدالت و درستی و راستی و پاکدستی و گذشت و بردباری نمی پسندند. پوزش خواهی شما از مردم، به تناسب هرخطایی که مرتکب شده اید، کمترین حق بدیهی مردم شماست.
و دم گوش رهبرما بگویی:
سیدعلی عزیز، تا دیرنشده، صدای اعتراض مردمت را بشنو! وشانه های خودت را از زیر بار این همه مسئولیت بدر ببر. خودت را سبک کن. به مردمت بها بده. و مسئولیت های بی شمار خود را به شانه های خود مردم بسپار. مگرنه این که این مردم، هماره در سخنان تو، فهیم و همراه و با خردند؟ جای تو آن بالاهاست. قله، بله، آنجا جای توست. بپای خیز. دستت را به من بده . یاعلی !
*منبع: سایت نوری زاد